![]() |
![]() |
|
| با تو تموم دنیای من پر می شه از شادی و شور تویی همون ستاره ی صمیمی و پر غرور |
|
نگاهی به آداب و رسوم مردم فلسطین در ماه مبارک رمضان در این ایام با وجود خفقان حاکم بر فضای فلسطین کودکان میان خیابانها، کوچه ها و بازارها فانوسهای روشن را حمل می کنند و هنگامی که به یکدیگر می رسند با شور و شعف، خشنودی خود را از حلول ماه رمضان مطرح می کنند.قرآن کریم به مسئله خیر و برکت دراین اهتمام در ماه رمضان افزایش می یابد تا جائیکه فلسطینیان به ویژه در غزه علیرغم تدابیر شدید امنیتی از سوی اسرائیل برای گستراندن سفره افطاری آماده می شوند تا از این طریق قرب الهی را به دست آورده و تنها بخشی از عبادت خداوند را به جا آورند.آنها نماز جماعت و قرآن را در مساجد می خوانند و طی یک ماه قرآن را ختم می کنند، در این ماه صدقه، زکات، کمک به نیازمندان و محتاجان افزایش می یابد، به این مناسبت مؤسسات خیریه به منظور کمک به نیازمندان فعالیت خود را آغاز می کنند.
با ارزوی قبولی طاعات وعبادات همه شما
دعای سحر |
دعای هنگام افطار : اللَّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ دعای هنگام صرف لقمه اول افطار: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِى
التماس دعا
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:37 توسط اشرف دختر باران |
|
|
قاصدک
با دیدنش حس عجیبی بهم دست داد . بالای سرم می چرخید انگار چیزی می خواست بگه.با دستام گرفتمش و اوردم پایین.لابلای اون تن پرپری و سفیدش یه نامه داشت نامه و برداشتم و باز کردم یه شعر نوشته شده بود: اومدی از موج دریا " اومدی باز توی رویا اومدی از جاده های تاریک و بی انتها
اومدی از صدای لالایی عشق " اومدی از باغ زیبای بهشت اما بگو قاصدکم حالا چرا؟ اومدی از دل صحرای کویر " اومدی از پیش گل یخ اسیر اما بگو قاصدکم. حالا چرا؟ خوش اومدی ای همسفر " می دونم تو هم می ری تو هم می ری مثل همونی که اوردی ازش خبر قاصدکم خوش خبری؟ تو چشام نگاه بکن" جون من این دل و رسوا نکنی خیلی وقته دلم و زدم به بیخیالی حتی واسه اونی که ازش خبر داری
برگرد برو ای قاصدک بسته سکوت و آه سرد برو پیش اون گل یخ بگو من از تو یخ ترم برو پیش صحرای کویر بگو من از دل تو شکسته ترم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:17 توسط اشرف دختر باران |
|
|
یوهووووو. عشق سرعت . آخر پروااااز و هیجان دوره ی 18 سالگی دوره ی رانندگی پارسال تو یکی از همین روزهای شهریور ماه یه خاطره ی خیلی خوب پیش اومد واسم خوشبختانه تونستم با تشویق خانواده و زحمات مربی خوبم آقای قربانی گواهی ماشین و بگیرم از اون بهتر همون بار اول آیین نامه و تو شهری و قبول شدم
یه خاطره از 1000 خاطره در اون 10 روز: آقای قربانی می گفتن می خوای دور بزنی خودت آینه و نگاه کن و حواست و جمع کن یه بار جایی پارک کردم که ممنوع بود به همین دلیل یه ملخ از روی درخت برداشت گذاشت روی فرمون ماشین گفت حالا ماشین و حرکت بده تا جریمه نشدیم. واااای منو بگو یه لحظه ترسیدم خودم و کشیدم عقب ولی دیدم نمی شه اگه دست بزنم به فرمون می پره خلاصه خودش و برادرم تا می تونستن می خندیدن من موندم و اون ملخ.یه دفعه پیاده شدم یه چوب برداشتم می خواستم بندازمش بیرون رفت طرف آقای قربانی یدفعه پیاده شد. ( تو دلم تا تونستم بهش خندیدم ) آخر با برادرم ملخ و انداختن بیرون .
بهترین ماشینی هم که دوست دارم پاترول مشکی.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:24 توسط اشرف دختر باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشرف 19 ساله که در رشته ی علوم تجربی تحصیل کردم
یک سال گذشت: اشرف 20 ساله دانشجوی صنایع غذایی (رشته تکنولوژی آرد) دختری از سرزمین گرما که خورشید قلبم مثل وطنم همیشه روشن دختر متولد بهمن از جنس برف و بارانم که گرمای تنم روشن بخش قلبم امیدوارم که از وبلاگم خوشتون بیاد دوستان عزیز |
| پیوندهای روزانه |
|
×××××××× خانم ها وارد شوند انواع فال ها آهنگ زیبای مقدم عکس های خنده دار فوتبال ×××××××× ×××××××××× سرگرمی تصاویر عشقولانه آلبوم کامل منصور آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آوای عاشقی |
|
RSS
|